پایگاه خبری فولاد ایران- در حالی که تعداد کل پروژه های بادی فراساحلی، چه موجود و چه پیش بینی شده، همچنان در حال افزایش است، این بخش اکنون با چالش های معمول اقتصادی و مالی دست و پنجه نرم می کند. در هفتههای اخیر، شرکتهای بادی فراساحلی هشدارهایی را در مورد افزایش هزینههای محصول، هزینههای تولید و نوسان قیمت اعلام کرده اند، که همگی میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر تلاشهای جاری و آتی آنها داشته باشند.
غول بادی فراساحلی اسکاندیناوی به نام Orsted اخیرا شاهد کاهش بیش از 25 درصدی ارزش سهام خود در بازار سهام بود که به دلیل افزایش برآورد هزینه های جهانی و مشکلات احتمالی بدهی مالی در ایالات متحده است.
در پروندههایی که به مرجع نظارتی ایالت نیویورک ارسال شده است، دیگر توسعهدهندگان برجسته بادی فراساحلی، مانند شرکت بزرگ انرژی نروژ Equinor و شرکت نفتی بریتانیا BP، رسماً درخواست افزایش سرسامآور 54 درصدی در قیمت برق تولید شده در سه مزرعه بادی دریایی برنامهریزیشده را دادهاند. هر دو توسعهدهنده اروپایی صراحتاً این افزایشها را به «تورم سرسامآور، اختلالات زنجیره تأمین جهانی و افزایش سرسامآور نرخهای بهره ناشی از همهگیری کووید-۱۹، درگیری روسیه و اوکراین و سرعت شتابان انتقال انرژی» نسبت میدهند.
افزایش هزینههای تامین مالی (نرخ بهره) و هزینههای محصول (توربینها و قطعات) همچنان چالشهای پایدار باقی میمانند. بازیگران کلیدی صنعت این عقیده را ابراز کرده اند که در حالی که باد فراساحلی ایالات متحده همچنان یک سرمایه گذاری جذاب درازمدت است، نیاز به حمایت بیشتر دولت، عمدتاً از طریق مشوق های مالیاتی یا یارانه های اعتباری انرژی های تجدیدپذیر دارد.
به گزارش فولاد ایران، در حالی که مزایا و اعتبارات مالیاتی می توانند ابزارهای مطلوبی باشند، نگرانی اصلی در بخش جهانی حول محور افزایش محدودیت ها و اثرات نامطلوب بر زنجیره تامین است. تحلیلگران عمدتاً بر موانع مالی و نظارتی تمرکز کردهاند، با این حال بخش باد فراساحلی با اختلالات زنجیره تامین بسیار بزرگتر از حد انتظار مواجه است. عامل اصلی این افزایش هزینه ها، موفقیت فعلی و افزایش توجه این بخش است که زنجیره های تامینی را که برای چنین تقاضایی مجهز نیستند یا سرمایه گذاری کافی ندارند، تحت تأثیر قرار داده است.
فقدان کشتی های نصب و راه اندازی دریایی و زیرساخت برای ساخت و حمل و نقل آنها باعث تاخیر در نصب پروژه می شود.
کالایی شدن مداوم باد دریایی (و خشکی) همراه با مسائل ساختاری مالی و عرضه، احتمالاً منجر به کندی کلی در اجرای ظرفیت گیگاوات پیش بینی شده خواهد شد. این توسعه به ویژه برای پروژه ها و ظرفیت در شمال جهانی نگران کننده است، به ویژه اگر دولت های غربی در حمایت بیشتر از سلطه تولید چین مردد باشند. به این ترتیب، یکی دیگر از بخشهای مهم انرژی، گاز طبیعی، سود خواهد برد. انتظار می رود تقاضا برای گاز طبیعی به میزان قابل توجهی افزایش یابد. اگر افزایش عظیم گیگاواتی برنامه ریزی شده برای باد فراساحلی قبل از سال 2030 محقق نشود، یا با توجه به محدودیت های زنجیره تامین جهانی، احتمالا حتی قبل از 2035-2040، تقاضای کلی انرژی به افزایش خود ادامه خواهد داد.
در غیاب گیگاوات های برنامه ریزی شده برای باد دریایی در ایالات متحده و اروپا و با توجه به محدودیت های انرژی خورشیدی، گاز طبیعی به عنوان تنها راه حل قابل اجرا ظاهر می شود. دور شدن از زغال سنگ، که تا حدی با انرژی هسته ای جایگزین شده است، بعید است تا قبل از سال 2040 تحقق یابد. بنابراین، گاز طبیعی، به ویژه گاز طبیعی مایع LNG، یک جایگزین قانع کننده است. تولیدکنندگان گاز به جای اینکه باد دریایی را به حرکت درآورد، اکنون چشم به راه آینده ای امیدوارکننده هستند.
منبع: Oilprice